لیست کامل اصطلاحات گیمینگ + معنی اصطلاح
دیکشنری جامع اصطلاحات گیمینگ
دنیای بازیهای ویدیویی فقط محدود به گرافیک، گیمپلی و داستان نیست؛ بلکه یک فرهنگ کامل با زبان و اصطلاحات خاص خودش دارد. اگر تازه وارد دنیای گیم شدهاید، احتمالاً بارها در چتهای بازی یا استریمها اصطلاحاتی شنیدهاید که برایتان عجیب بودهاند. در این مقاله، با معروفترین اصطلاحات گیمینگ آشنا میشویم.

اصطلاحات چت و تعامل با بازیکنان (سواد ارتباطی)
این قسمت مربوط به کلماتیه که برای ارتباط سریع، تعریف مهارت بازیکنها و توصیف رفتارهای خوب یا بد توی بازی استفاده میشه. همچنین اگر دنبال بازی های دونفره آفلاین هستید پیشنهاد میکنیم مقاله 42 بازی دونفره آفلاین مناسب پلی استیشن رو از دست ندید!
۱. مکالمات مودبانه و ضروری (شروع و پایان بازی)
این مخففها نشوندهنده احترام و همکاری توی بازیهای آنلاین هستن:
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| GG/Good Game | جی جی | بازی خوب. برای تشکر یا احترام در پایان بازی، فارغ از برد یا باخت. |
| GGWP/Good Game, Well Played | جیجی ول پلید | بازی خوب، خوب بازی کردی. احترام بیشتر به حریف بعد از بازی. |
| GL / HF / GLHF/ Good Luck/Have Fun | گودلاک، هو فان | موفق باشی / خوش بگذره. جملهی دوستانه برای شروع بازی. |
| NT/Nice Try | انتی – نایس ترای | تلاش خوبی بود. برای تشویق همتیمی یا حریف بعد از شکست جزئی. |
| TY / NP | Thank You / No Problem | مرسی / مشکلی نیست. تشکر و پاسخ کوتاه. |
| GGEZ / EZ – Good Game, Easy | جیجی، ای زی | بازی راحتی بود / راحت. برای فخر فروشی یا طعنه بعد از برد، که بیادبانه محسوب میشه. |
۲. وضعیت بازیکن و مشکلات شبکه (اتصال و سرعت)
این کلمات برای گزارش وضعیت خودت یا مشکلاتی که باهاش مواجهی، استفاده میشن:
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| AFK | Away From Keyboard | دور از سیستم. وقتی برای مدت کوتاهی کنار سیستم نیستی. |
| BRB | Be Right Back | الان برمیگردم. اعلام غیبت موقت کوتاه. |
| OMW | On My Way | در راهم. یعنی دارم میرم کمکت کنم یا به موقعیت میرسم. |
| DC / DC’d | Disconnected | قطع ارتباط / قطع شد. یعنی اینترنتت قطع شده یا از سرور جدا شدی. |
| Lag / Lagging | Lag | تاخیر / دارای لگ. کندی یا تأخیر در بازی بهخاطر اینترنت ضعیف (تاخیر). |
| Ping | Ping | پینگ. زمان تأخیر ارتباط بین تو و سرور (هرچی کمتر، بهتر). |
| Rubberbanding | – | برگشت ناگهانی. پرش کاراکتر به موقعیت قبلی به خاطر لگ شدید. |
| Reconnect | – | اتصال مجدد. برگشتن به بازی بعد از قطع شدن. |
۳. سطح مهارت و رفتارهای عمومی بازیکنان
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Noob | نوب / تازه کار | تازهکار. بازیکن بیتجربه یا کسی که مهارت کمی داره (اغلب تحقیرآمیز). |
| Pro | پرو، پلیر حرفه ای | حرفهای. بازیکن ماهر و باتجربه. |
| Chad / Alpha | – | چَد. گیمری با اعتماد به نفس و مهارت بالا (برعکس نوب). |
| Bot | بات | بازیکن مصنوعی. کاراکتری که توسط هوش مصنوعی کنترل میشه؛ گاهی طعنه به بازیکن ضعیف. |
| Sweaty / Tryhard | ترای هارد | بیشازحد جدی. بازیکنی که بیشازحد تلاش میکنه و انگار زندگیاش به برد بستهست. |
| Casual | کژوال | بازیکن عادی. کسی که برای تفریح بازی میکنه. |
مکانیکهای مبارزه و نقشهای تیمی (آمار و قدرت)
این بخش دربارهٔ اصطلاحات مربوط به سلامت، قدرت آسیبرسانی و نقشهایی که توی تیمها بازی میکنیم، هست.
۱. آمار سلامتی و آسیبرسانی
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| HP | Health Points | میزان جان. مقدار سلامتی شخصیت. |
| MP | Mana Points | انرژی جادویی. انرژی لازم برای استفاده از اسپلها یا مهارتها. |
| DPS | Damage Per Second | آسیب در ثانیه. میزان آسیبی که در هر ثانیه وارد میکنی (یا نقش کاراکتری که فقط دمیج میده). |
| Burst | – | انفجاری. آسیب زیاد و ناگهانی در مدت کوتاه. |
| AOE | Area of Effect | محدوده اثر. تواناییای که روی چند هدف در یک ناحیه اثر میذاره. |
| DOT | Damage Over Time | آسیب در زمان. آسیبی که به مرور و در طول زمان به دشمن وارد میشه. |
| OHK / One-tap | One-Hit Kill | کشتن با یک ضربه. از بین بردن دشمن با یک ضربه (معمولاً هدشات). |
| TTK | Time To Kill | زمان لازم برای کشتن. مدت زمانی که طول میکشه تا یک بازیکن بمیره. |
۲. نقشها و عملکرد تیمی
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| K/D Ratio | Kill/Death Ratio | نسبت کشتن به مردن. معیار عملکرد بازیکن در بازیهای تیراندازی. |
| Tank | – | جذب ضربه. بازیکنی که خط مقدم میایسته و آسیبها رو میگیره. |
| Healer / Support | – | درمانگر / پشتیبان. کسی که جون تیم رو پر میکنه یا با Buff (تقویت) کمک میکنه. |
| Carry | – | برد بردن تیم. بازیکنی که عملکردش تعیینکنندهترین نقش رو در برد تیم داره. |
| Clutch / Clutching | – | نجات بازی / لحظه کلچ. وقتی تنهایی توی شرایط حساس بازی رو برمیگردونی. |
| Peel | – | محافظت از همتیمی. جدا کردن دشمنانی که به همتیمی ضعیف حمله کردن. |
| Feed | – | فید دادن. مدام مردن و قوی کردن دشمن. |
| Wombo Combo | – | کامبوی ترکیبی. ترکیب چند توانایی از چند بازیکن که با هم خیلی قوی میشن. |
۳. تعادل و تنظیمات بازی (آپدیتها)
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Buff | باف | تقویتکننده. اثر مثبت برای تقویت قدرت یا سرعته؛ یا وقتی سازنده بازی یه چیزی رو قوی میکنه. |
| Debuff | دیباف | ضعیفکننده. اثر منفی موقت (مثل کندی یا مریضی). |
| Nerf | نرف | تضعیف. ضعیف کردن یک کاراکتر یا سلاح در آپدیت جدید برای Balance (تعادل) بازی. |
| Balance | بالانس | تعادل. تنظیم قدرت کاراکترها و سلاحها برای عادلانه بودن بازی. |
| OP/Overpowered | اورپاور | بیش از حد قوی. چیزی که نسبت به بقیه بیشازحد قدرتمنده. |
| Meta | Most Effective Tactics Available | بهترین استراتژی فعلی. روش یا ترکیب غالب و مؤثر در نسخهٔ فعلی بازی. |
| Rework | ریورک | بازطراحی. تغییر کلی در طراحی یا توانایی کاراکتر برای بهتر شدن یا تغییر نقش. |
تاکتیکها، مدیریت منابع و سیستم رقابتی
این بخش شامل تکنیکهای پیشرفته، جمعآوری منابع و نحوه رتبهبندی بازیکنهاست.
۱. رفتارهای تاکتیکی و عامیانه
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Camping / Camper | کمپر، کمپ کردن | کمین کردن / کمپر. ثابت ماندن در یک نقطه و کمین کردن برای شکار دشمن (اغلب منفور). |
| Griefing | گریف | آزار عمدی. اذیت عمدی و اخلال در بازی بازیکنان دیگه. |
| Smurfing | اسمورف | اکانت ضعیف حرفهای. وقتی بازیکن ماهر با اکانت سطح پایین بازی میکنه. |
| T-Bag | تیبگ | تحقیر بعد از کشتن. بالا و پایین پریدن روی جنازه دشمن برای تمسخر (رفتار BM). |
| BM / Toxic | تاکسیک | بیادبی / رفتار سمی. رفتار بیاحترام، فحاشی یا ایجاد جو منفی در بازی. |
| Trash Talk | ترش تاک | حرف زدن تحقیرآمیز. تمسخر حریفها برای عصبانی کردنشون. |
| Rage Quit / Tilt | تیلت شدن، ریج کوییت | ترک از عصبانیت / از کوره در رفتن. خروج از بازی در حالت عصبی و بازی کردن با تمرکز کم. |
۲. جمعآوری منابع و ارتقا
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Farming | فارم | منابعگیری. جمع کردن XP یا طلا با کشتن دشمن یا انجام کار تکراری. |
| Grinding | گرایند | لولزدن تکراری. تکرار زیاد و خستهکننده برای ارتقا سطح یا گرفتن آیتم. |
| Loot / Drops | لوت و دراپ | غنیمت. آیتمهایی که از دشمن یا صندوق میگیری. |
| Drop Rate | دراپ ریت | احتمال افتادن آیتم. درصد شانس افتادن آیتم خاص. |
| XP | ایکس، پی | امتیاز تجربه. امتیازی که باهاش Level Up میشی (ارتقا سطح). |
| Farm Spot | فارم اسپات | منطقه فارم. جای مناسب برای منابعگیری. |
۳. سیستم رقابتی و رتبهبندی
| اصطلاح | فارسی/فینگلیش | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| Matchmaking | مچ میکینگ | جفتسازی. سیستم پیدا کردن بازیکن همسطح برای بازی. |
| Queue | کیو | صف. انتظار برای ورود به بازی یا رسیدن نوبت. |
| Rank | رنک | رتبه. سطح مهارت بازیکن (مانند برنز، نقره، گلد). |
| MMR/Match Making Rating | امامآر یا مچ میکینگ ریتینگ | امتیاز مهارت. عددی که سطح واقعی مهارت تو رو برای جفتسازی تعیین میکنه. |
| Elo Hell | – | جهنم الو. سطحی که به خاطر ضعیف بودن همتیمیها، پیشرفت سخته. |
| Boost | بوست | بوست. افزایش رتبه غیرعادی با کمک شخص دیگه. |
| Leaderboards | لیدربورد | جدول ردهبندی. جایگاه بازیکنان برتر از نظر امتیاز/رتبه. |
| MVP/Most Valuable Player | امویپی | ارزشمندترین بازیکن. بهترین بازیکن مچ. |
| Top Frag | تاپ فرگ | بیشترین کیل. کسی که بیشترین تعداد کشتن رو توی مچ داشته. |
ژانرها و ساختار بازی
این اصطلاحات، نوع بازی، نحوه تعامل ما با محیط و مدلهای کسبوکار رو مشخص میکنن.
۱. سبکهای بازی (ژانر)
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| FPS | First Person Shooter | تیراندازی اولشخص. دید از چشم بازیکن (مانند کانتر). |
| TPS | Third Person Shooter | تیراندازی سومشخص. دید از پشت کاراکتر. |
| RPG | Role-Playing Game | بازی نقشآفرینی. بازیهای داستانمحور با توسعه شخصیت (بازی نقش آفرینی). |
| MMO | Massively Multiplayer Online | بازی آنلاین گسترده. بازیهایی با تعداد بسیار زیادی بازیکن همزمان. |
| MMORPG | MMO RPG | نسخه نقشآفرینی MMO (مانند World of Warcraft). |
| MOBA | Multiplayer Online Battle Arena | سبک بازیهای تیمی استراتژیک (مانند LoL و Dota 2). |
| RTS | Real-Time Strategy | استراتژی همزمان. کنترل همزمان ارتش یا منابع (استراتژی همزمان). |
| BR | Battle Royale | بقا تا آخر. سبک بقا با هدف زندهماندن آخرین نفر/تیم. |
۲. فرمت و زیرساخت بازی
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| PvP | Player vs Player | بازیکن در برابر بازیکن. نبرد بین بازیکنهای انسانی. |
| PvE | Player vs Environment | بازیکن در برابر محیط. مبارزه با دشمنان کامپیوتری. |
| Co-op | Cooperative | همکاری. بازی تیمی یا دونفره علیه دشمنان کامپیوتری. |
| Crossplay | – | بازی بین پلتفرمها. امکان بازی بین کنسول، پیسی و موبایل. |
| HUD | Heads-Up Display | نمایشگر اطلاعات. بخشهایی مثل جون، مهمات، نقشه و غیره روی صفحه. |
| UI | User Interface | رابط کاربری. طراحی منوها و تنظیمات. |
| QoL | Quality of Life | بهبود تجربه. تغییرات کوچکی برای راحتتر شدن بازی. |
| Sandbox / PTR | Public Test Realm | فضای تست / سرور آزمایشی. محیطی برای امتحان کردن آیتمها/آپدیتها قبل از انتشار عمومی. |
پولی یا رایگان بودن بازی و محتوای بازی (پول و آیتمها)
این قسمت درباره مدلهای درآمدی و محتوای اضافی بازیه که باید باهاش آشنا باشی.
| اصطلاح | عبارت کامل انگلیسی | معنی و کاربرد |
|---|---|---|
| F2P | Free to Play | رایگان برای بازی. مدلی که بازی رو رایگان شروع میکنی. |
| P2W | Pay to Win | برد با پول. بازیهایی که با خرید آیتمهای خاص، مزیت رقابتی پیدا میکنی (انتقادی). |
| IAP / Microtransactions | In-App Purchases | پرداخت کوچک / خریدهای جزئی. خرید سکه، اسکین، پاورآپ و… با پول واقعی. |
| Skins / Cosmetics | – | ظاهر / تزئینی. لباس یا ظاهر جدید برای شخصیت/سلاح که فقط جنبه زیبایی داره. |
| DLC | Downloadable Content | محتوای دانلودی. بستههای محتوای اضافی که بعد از انتشار بازی اصلی میآد. |
| Loot Box / Gacha | – | جعبه غنیمت / گاچا. مکانیسم خرید آیتمهای شانسی و تصادفی (شبیه قمار). |
نتیجهگیری – زبان و اصطلاحات گیمرها همیشه در حال تغییره
زبان گیمینگ یه چیز ثابتی نیست؛ مثل خود بازیها همیشه در حال تغییره. کلماتی مثل Buff و Nerf به خاطر تلاش مداوم سازندهها برای حفظ Balance (تعادل) توی بازی به وجود اومدن.
اگه میخوای توی فضای رقابتی موفق باشی، باید بدونی که نه فقط خود بازی، بلکه اصطلاحات Meta هم دائم عوض میشن. با دونستن این کلمات، میتونی بهتر هماهنگ بشی و توی گروه و تیم کارآمدتر باشی.
آشنایی با اصطلاحات گیمینگ فقط برای یاد گرفتن چند کلمهی خارجی نیست؛ بلکه در واقع، دروازهایه به فرهنگ و ارتباط بهتر با دنیای بازیها. وقتی این واژهها رو بدونی، راحتتر میتونی متوجه بازیکنهای دیگه در هر جای دنیا بشی، استراتژیها رو سریعتر بفهمی و از بحثها و شوخیهای داخل بازی جا نمونی. از طرفی، دانستن این اصطلاحات باعث میشه حرفهایتر رفتار کنی، موقع بازی هماهنگی بیشتری با تیمت داشته باشی و تجربهی کلی بازیت لذتبخشتر و عمیقتر بشه. در کل، هرچی بیشتر زبان گیمینگ رو بلد باشی، بیشتر حس میکنی واقعاً جزئی از گیمرها هستی.
توی کامنت ها ð نظرت رو بگو و اگر اصطلاحی جا مونده بنویس که اضافه بشه!











یک ایده درمورد “لیست کامل اصطلاحات گیمینگ + معنی اصطلاح”
واقعا لیست کاملی بود در زمینه اصطلاحات و زبان گیمرها، الان دیگه میتونم تشخیص بدم تو بازی چی بهم میگن😂
اقا یعنی چی اخر بازی مینویسن EZ؟
مخفف easy هست به معنی آسون بودن حریف و بازی